اگر به جنگ نمی رفتم نویسنده نمی شدم

[ad_1]

مجید قیصری که معتقد بود اگر به جنگ نمی رفت، نویسنده نمی شد، در جلسه «مهمان» از این موضوع گفت که در سال 71 فرصتی برای استخدام در ستاد مبارزه با مواد مخدر پیدا کرده است.

به گزارش ایسنا و به نقل از روابط عمومی حوزه هنری، دومین نشست ویژه «میهمانان» دیدار با چهره های ماندگار ادبیات داستانی ایران در مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری روز دوشنبه (18 اسفند) با حضور مجید قیصری و حوزه هنری علی اصغر عزتی پاک در سالن طاهره صفارزاده برگزار شد.

مجید قیصری در دومین نشست «میهمان» در ابتدا درباره نگاهش به ادبیات گفت: شاید تا بعد از جنگ تعداد محدودی داستان خوانده باشم. من سال 66 دانشگاه قبول شدم ولی از وقتی که به جنگ رفتم سال 67 وارد دانشگاه شدم و اولین چیزی که از فضای دانشگاه احساس کردم اون چیزی نبود که دنبالش بودم چون پر از عکس و تصویر بودم. خاطرات جنگ و حس بد در دانشگاه. من عاشق روانشناسی هستم، اما روان انسان آن چیزی نیست که در دانشگاه یاد گرفتم. کتاب را تنها پناهگاهم می دانستم و کتاب تنها چیزی بود که مرا در خانه نگه می داشت. من روانشناسی را دوست دارم، اما دانشگاه در مورد آنچه من دوست دارم صحبت نمی کند.

وی ادامه داد: زمانی که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، قصه گوهایی پیدا کردم که از همسایه ها و دوستانم به من نزدیکتر بودند. من سراغ داستان‌هایی مثل «خوشه‌های خشم» داستایوفسکی رفتم و بسیار تحت تأثیر او قرار گرفتم و حتی این داستان رادیویی «راه شب» را خواندم. داستان کوتاه واقعاً برایم جذاب بود و وقتی آن را خواندم شروع به نوشتن کردم و فکر می‌کنم در سال 1973 بود که من هم تجربیاتی داشتم. در عین حال عرصه هنر را تجربه کردم و مجموعه ای از آثارم را که در جایی چاپ نشده بود برای مرتضی سرهنگی آوردم و او برایم احترام زیادی قائل بود. مدت کوتاهی پس از بازگشت به خانه، آقا با من تماس گرفتند. سرهنگی و مجموعه «صلح» را برای چاپ فرستاد. از آن زمان، داستان نویسی را جدی گرفته ام.

نویسنده کتاب «جنگ که بود، جنگ که نبود» درباره محافل ادبی و اینکه آیا در این محافل قرار می‌گیرند یا نه، می‌گوید: من زیاد اهل محله‌نشینی و محافل نیستم.

علی اصغر عزتی پاک نیز با تاکید بر اینکه وجود محافل ادبی برای نویسندگان خوب و بد است، گفت: در مجموع گروه در حال تغییر شکل نویسنده و تغییر اولویت‌های او یا بر اساس اولویت گروه و البته، فاصله نویسنده از دایره ها به حفظ صدای نویسنده تازه و بدیع کمک می کند.

قیصری در پاسخ به این سوال که اگر به جنگ نرفتید می توانید بنویسید؟ گفت: اگر به جنگ نمی رفتم، نویسنده نمی شدم، زیرا هرکس از انباشته های جوانی اش هر چه می خورد، می خورد. فشاری که از خاطرات جنگ داشتم باعث شد بنویسم. جنگ ممکن است تمام شود، اما اثرات آن ادامه دارد و ادامه آن من را به عنوان یک نویسنده بی قرار می کند.

وی با اشاره به داستان «پنجه خرس» از مجموعه داستان «ساحل تهران»، با یادآوری تاثیرات عمده جنگ داخلی، درباره منظری که علی اصغر عزتی پاک آن را چشم انداز روشنگری نامید، گفت: این هم همین است. منظره ای زیبا برای من دختر من 25 ساله است و قبل از کرونا یکی از آشنایان دختر کوچکش را به ما سپرد. نوع بازی و سوالات را از دید این نسل جدید باهوش می نویسم، منتشر می کنم و توضیح می دهم. روایت های من از این داستان ممکن است زاییده تخیل باشد، اما از شخصیت کودک وام گرفته شده است.

قیصری نیز بخشی از دیدگاه خود را به صورت مکتوب روشن می کند: ابتدا باید دو مطلب را ملامت کنم; من بین ادبیات و داستان تمایز قائل هستم. خلق ادبیات جایگاه متفاوتی دارد و تشخیص این دو چندان دشوار نیست. یک رمان نویس داستانی می نویسد که موضوعش دیگران است، اما کسی که ادبیات می آفریند موضوع خودش و دنیای خودش است. ادبیات آزاردهنده است اما داستان فرق می کند و همه سوژه آن می شوند. خاطرات شخم زدن می تواند به خود لطمه بزند و بدون ادبیات نمی توان ادبیاتی خلق کرد.

وی در پاسخ به این سوال که چرا شغل رسمی ندارید و ادبیات بیش از هر چیز در زندگی شما اهمیت دارد، گفت: در سال 1350 این فرصت را پیدا کردم که کارمند ستاد مبارزه با مواد مخدر شوم اما مورد آزار و اذیت قرار گرفتم و مورد آزار و اذیت من خودم را کارمند نمی دانم، اما اشکالی ندارد تقریباً همه همکاران من بچه جنگ هستند و احساس می کنم با آنها مشترک هستند، اما بالاخره رفتند و من به دلایلی از آنجا رفتم. نوشتن می تواند زندگی یک فرد را تحت تاثیر قرار دهد. عادت نوشتن مرا عصبانی کرد، اعتماد به نفسم را افزایش داد، ایمان زیادی به من تزریق کرد و واقعاً مرا متقاعد کرد و دیدگاه مستقلی پیدا کردم. همه دردهای ادبیات فردیت است و برای فرد هویت مستقلی ایجاد می کند. تمام لذت ادبیات این است که نویسنده را تنها می گذارد و نویسنده با آن آرامش می یابد. در واقع، وقتی می نویسید، مبنای معمول چیزی را پیدا می کنید که نمی توانید پیدا کنید. روز جمعه هیچ کس از کتاب، فیلم و هنر صحبت نمی کرد و هیچ کس از منظر هنری به جهان نگاه نمی کرد. این موقعیت ها برای نویسندگان آشناست.

قیصری درباره آثارش که با نگاه اجتماعی، جنگ و آثار آن و شناخت نوشته شده و چهره یک مرد ایرانی و نویسنده بودن او را نشان می دهد، گفت: به آسمان نگاه کن. و این نگاه شریف است. اگر به آثار غرب نگاه کنید، می بینید که حضور پررنگ دین و حضرت عیسی بن مریم در آنها به چشم می خورد. اما ما در کارهایمان اصلاً به آن فکر نکردیم و آن را حذف کردیم! تأثیرگذارترین مرد تاریخ بشر، که فهرست بسیار بلندی است، به رهبری پیامبر اکرم (ص) بود، زیرا او تنها کسی بود که جهان را متحول کرد و با سربلندی و ایمان جهان را تغییر داد. حالا تصور کنید چنین نگرشی در سینما و هنر و ادبیات ما نیست و ما مقصریم. ما هم برای اسطوره های ایرانی متاسفیم و در این زمینه کار بسیار کم دیده ایم و اگر نداشته باشیم قطعاً شغلمان را از دست می دهیم.

نویسنده کتاب «سه کشیش» با تأکید بر اینکه نویسنده باید با متون پیش رو ارتباط داشته باشد و به آن ارجاع دهد، می گوید: نویسنده باید بینامتنی باشد و حتماً با متن پیش رو ارتباط برقرار کند. متون چون شاهنامه و قرآن که عقبه ماست باید شناخته شود و بر اساس آنچه داریم باید نونویس باشیم.

همچنین علی اصغر عزتی پاک، رمان «شیر نشو» را نقطه عطفی در مسیر داستان نویسی مجید قیصری دانست.

قیصری در پایان گفت: هر نسلی سه میراث علمی، میراث دبیری و میراث روشی از خود بر جای می گذارد. ادبیات ماهیت زمان است. دهه شصت روش و فیلمنامه ای از خود بر جای گذاشت که ادبیات را به چالش می کشید، چیزی که هیچ هنری نمی توانست به آن نزدیک شود و این دقیقاً نقش ادبیات است که باید توسعه یابد و شکل بگیرد.

افشین شهنه‌تبار، مدیر، مؤسس و صاحب انتشارات «شما و مه» در تهران و لندن که ترجمه برخی از آثار مجید قیصری را منتشر می‌کند، نیز گفت: مجید در عین اینکه سعی می‌کرد تلخ ننویسد، ناخواسته به جایی رفت. در جامعه ای که شیرین نیست.» او در سراسر ایران می نویسد و لایه هایی از ادبیات خودش را مورد بحث قرار می دهد. تماشای غیرایرانی ها در آثار او و تفسیر برخی از آثار او برایم تجربه جالبی است.

انتهای پیام/

[ad_2]
Source link

درباره ی admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.